محسن بديع

مهندس محسن بديع ( با نام اصلي محمد محسن بدي (1386-1287)، چهره اي کاملاً آشنا در عرصه فني سينماي ايران است. او جزو نخستين کساني است که در سينما ي ايران به امر فني پراخت و با ابداع روش ها ودستگاها ي مختلف ، کوشيد بخشي از کمبود هاي فني سينماي ايران را با تلاش فردي ذوق و ابتکار شخصي اش جبران کند و به همين دليل پدر لابراتور هاي ايرا شناخته مي شود . بديع که پدرش نصرت الوازره ايران ( کنسول امروزي ) در شهر بصره بود ، سال (1287) در اين شهر به دنيا آمد ، اما پدرش شناسنامه او را در خرمشهر گرفت در (1303) به ايران باز گشت و در (1306) به فرانسه رفت تا در رشته مکانيک وبرق تحصيل کند و در اين رشته ها از پاريس ديپلم گرفت.
پس از آن به لندن رفت و چهار سال نيز درآن جا تحصيل کرد و در رشته اي با عنوان مهندسي راديو درس خواند که شامل تلفن ، تلگراف و بي سيم مي شد . مدرکش معادل ليسانس امروز بود که با گرفتن آن دوبار فرانسه برگشت و با يک شريک ارمني ، که از مهاجران ارمنستان به فرانسه بود، در آن جا کارگاهي تاسيس کرد و هشت سال به کار ساخت و تعمير دستگاه گيرنده راديو مشغول شد . سال (1319) با همسرش که ، از خانواده روس ها بود که پس از انقلاب روسيه به فرانسه کوچ کرده بودند ، آشنا شد که به ازدواج انجاميد ودر (1321) به ايران باز گشت . مهندس بديع تمام همتش را به کار گرفت تا ساخت راديو را در ايران آغاز کند. اما براي پروانه کسب به هر جا که مراجعه مي کرد ناباورانه خيال مي کردند شوخي مي کند. به اين ترتيب، نتوانست پروانه اي دريافت کند اما گفتند که مانع کارش هم نمي شوند . در خيابان فردوسي روبه روي بانک ملي مغاز ه اي به اسم « راديو سازي بديع » باز کرد و چون اجازه توليد نداشت ، به تعمير راديو و ديگر دستگاه هاي فني پرداخت . با اين حال، در مغازه اش سه راديو ساخت و روي شان نوشت : ساخت ايران، يکي از آن ها را چون راديو اصولاً گران بود ، يک سر مايه دار خريد، اما دو راديوي ديگر که يکي شان شش لامپ و ديگري يازده لامپ داشت ، سال ها در مغازه اش خاک خوردند و کسي جرأت خريد آن ها را نداشت . دليلش هم اين بود که ( شايد برخي مثل الان ) مردم وقتي مي فهميدند چيزي ساخت داخل است ، گمان مي کردند ارزش و کيفيت مطلوبي ندارد . سرانجام يکي از راديو سازهاي خيابان اسلامبول به نام «راديو مبين » که اساساً راديو فروش بود و نمايندگي راديو ها ي خارجي را داشت ، آن ها را به قيمت حدود (3500)تومان خريد. چند سال بعد از فروش راديو ها ، شخص به مغازه مهندس بديع مي آيد و مي گويد راديوي من خراب است شما آن را تعمير مي کنيد ؟ مهندس بديع هم از او مي پرسد راديو ي شما ساخت کجاست مرد جواب مي دهد :مارک « مارکوني » و خيلي هم عالي است. اما با يدن راديو ، مهندس بديع در مي يابد راديو هماني است ک خودش ساخته بود !

عاشقِ ساختن

علاقه بديع به فيلم و سينما به سال هاي حضورش در بصره باز مي گردد. در آن جا او يک دوربين (9/5)ميلي متري « پاته بي بي » داشت که کاست آن حدود ده متر فيلم ظرفيت داشت. بديع تصميم گرفت پروژکتوري بسازد که بتواند فيلم هاي طولاني تري نمايش دهد . او نقشه اين پروژکتور را به اداره اختراعات آمريکا فرستاد . آن ها نيز ضمن ارسال اجازه نامه برايش ، تذکر دادند که براي قانوني بودن مجوز، بايد در کنسول گري آمريکا در بغداد قسم ياد کند . مهندس بديع رفت قسم خورد .
بديع سال (1326) در جريان فيلم برداري طوفان زندگي ( نمايش در 1327 ) سر صحنه حضور يافت اين آغاز توجه بيش ترش به سينما بود . خودش در اين باره در گفت وگويي با جمال اميد که در تابستان (1355) انجام شد ، اشاره مي کند : « بعد از اولين حضور در جلسه فيلم برداري طوفان زندگي ، دست يابي به دقايق و جزئيات تازه به صورت عملي در کار فيلم سازي برايم بسيار جذاب بود و نتيجتا ً حضور من در جلسات استمرار يافت . و بعداً به تدريج به اين نتيجه رسيديم که بايد کار فيلم سازي را تجربه کنم . » ( تاريخ سينماي ايران صفحه 196-197 )
مهندس بديع گاهي نيز نزد دکتر کوشان مي رفت و از نزدي به کار او دقت مي کرد. او در در جريان اين حضورهاي مستمر مي ديد که چه گونه کوشان فيلم ها را به قطعات بيست متري تقسيم مي کند ، روي چار چوب هايي مي پيچيد و داخل دارو مي گذارد. هم چنين با روش چاپ کوشان نيز آشنا شد که فيلم را داخل دوربين مي گذاشت و با دست يک لامپ را جلوي فيلم مي گرفت . اين روش براي بديع خيلي ابتدايي به نظر مي رسيد . به همين دليل نقشه اي طراحي و به دليل تخصصش از موتور برق هم استفاده کرد تا دست ها بتواند آزاد باشد او براي طراحي اين دستگاه از کتابي فرانسوي استفاده کرد که دکتر کوشان در اختيار داشت . البته در طراحي ، تغييراتي در نقشه داد براي اجرايش هم ، به دليل نبود امکانات و ابزار مناسب، مشکلات بسياري را متحمل شد .

عاشقِ ساختن

مهندس بديع پس ازفيلم برداري شکار خانگي (1330) ، که علاوه بر تهيه کنندگي،فيلم برداري آن را به طريق (16) ميلي متري خودش به عهده گرفت و تدوين را نيز انجام داد ، از اين دستگاه استفاده کرد . اما ظاهرا ً مشکلات فني دستگاه به گونه اي بود که باعث شد فيلم به صد ها تکه ، پاره شود . البته فيلم هاي تکه پاره شده را به هم چسباندند و نمايش هم داده شد ! اما پس از آن بود که بديع نقص دستگاهش را رفع کرد . او هم چنين براي چاپ صداي اپتيک به فکر افتاد دستگاهي بسازد . خودش در اين باره مي گويد : « کوشان دستگاهي داشت که از مصر خريده بود و صداي فيلم طوفان زندگي را هم با آن درست کرده بود . اين دستگاه کارش خوب نبود. گفتند بايد دستگاه صداي اپتيک درست کنم . رفتم کتابهايم را مطالعه ومرور کردم ، ديدم دريکي از کتاب ها مطلب کوتاهي دراين مورد نوشته شده است . آن مطلب را اساس کار قرار دادم و دستگاه را درست کردم . يک تکه فيلم با صدا گرفتم که دستگاه را آزمايش کنم . آپارات کهنه اي داشتم که اين دستگاه را به آن وصل کردم و ديدم که صدا خوب شنيده مي شود . يک روز داشتم دستگاه را آزمايش مي کردم که شخصي داخل شد و صدا را شنيد . تعجب کرد و گفت من صداي فارسي به اين خوبي نشنيده ام . گفت دکتر کوشان مي خواهد براي فيلمش صدا بگيرد و صدا را آزمايش کنيم . فيلم آماده شد . برديم سينما رکس وديديدم خيلي خوب از کار درآمده است . صدا واضح بود و خيلي هم بلند. همه تعجب کرده بوند و به من تبريک مي گفتند . کوشان گفت براي ضبط صداي فيلم چقدر مي گيري ؟ گفتم سه هزارو پانصد تومان ( چون مخارج کل دستگاه همين مبلغ بود ). رفتيم وصداي فيلم [زنداني امير ] را گرفتيم .»
اين ابداع براي بديع درد سر هايي هم به همراه داشت . وقتي فيلم زندگاني امير نمايش داده شد ، دادگستري به او اعلام کرد که اين اختراع توسط فرد يگري انجام شده وبديع آن را دزديده است. معلوم شد که شاکي ابراهيم مرادي ، از کار گردانان پيش گام سينماي ايران است . در جريان محاکمه ، مهندس بديع کتاب ها و نقشه دستگاه را همراه برد ومرداي نيز نقشه دستگاه خودش را آورد . معلوم شد نقشه ابراهيم مرادي يک بلند گوي سوزني قديمي است . بديع مي گويد « …کاملاً هم غلط است . چرا که اين احتياج به يک بوبين دارد که در نقشه نيست . » جالب اين که مهندس بديع دکتر محمود حسابي را به عنوان متخصص و کار شناس ناظر معرفي کرد . سرانجام در پايان دادرسي در گزارش نوشتند : « نظر به اين که هر دو دستگاه يک نتيجه مي دهد ( يعني هر دو صدا را ضبط مي کنند ) بنابراين شبيه هم از کار در آمده اند ! » و قضيه تمام شد .
بديع در (1331) با تأسيس استوديو « ايران فيلم » همراه با جليل قديري و فضل الله منو چهري، فيلم ولگرد را تهيه کرد که از آثار متفاوت تاريخ سينماي ايران شناخته مي شود . مهندس بديع در اين فيلم علاوه بر فيلم برداري ، امور فني را نيز بر عهده داشت که از جمله آنها انجام امور چاپ ولابراتور فيلم ، همراه جمشيد بيوکي بود . فيلم برداري خوب و وضوح و روشني تصاوير ، که تا آن زمان کم وبيش يکي از مشکلات فيلم هاي فارسي بود ، کاملا به چشم مي آمد تا جايي که يکي از منتقدان سينمايي در نوشته اش بر فيلم ، از اين ويژگي تعريف وتمجيد کرد . اما اختلاف بديع و منوچهري با غديري موجب شد تا ايران فيلم را به غديري بسپارد و آن دو استوديو عقاب را در پيچ شميران تأسيس کنند . ورودي استوديو چسبيده به بستني فروشي گل وبلبل و ساختمان آن ، که اکنون به فروشگاه کفش ملي تبديل شده ، دو طبقه بود .استوديو دستگاه هاي نسبتا ً مجهز لابراتواري هم داشت و کارهاي لابراتواري را فيلم هاي خبري موسوم به « اخبار ايران » ، که توسط « اصل چهار » ساخته مي شد ، به وسيله مهندس بديع در اين استيديو انجام مي شد. آخرين شب تجربه ديگر توليد فيلم براي محسن بديع بود که علاوه بر تهيه کنندگي ، فيلم برداري آ ن را نيز در سال (1344)انجام داد و امور فني و لابراتواري اش در همين استوديو عقاب انجام شد . هم چنين همه دکورهاي فيلم در محل استوديو ساخته شد و کار فيلم برداري با دوربيني که کاستش که فقط گنجايش صد فوت فيلم داشت ، انجام شد . بديع که تجربه کار با غديري آزارش داده بود و- ظاهرا ً – خساست غديري را در جريان ساخت ولگرد از نزديک ديده بود ( و همين امر هم موجب جدايي شان شده بود ) پيشنهاد ساخت فيلمي را به ميثاقيه داد که داستانش درباره مردي است که ثروت فراواني دارد و آن را از راه نزول خواري به دست آورده وپس از مرگش پسران او همه آن ثروت را به باد مي دهند . اين داستاني است که فيلم معروف شب نشيني در جهنم (1336) بر اساس آن ساخته شد . فيلمي که بخشي از توانايي هاي فني مهندس بديع را نيز نمايان مي کند .امور فني و تروکاژ اين فيلم که در منابع مکتوب محصول استوديو فيلم برداري بديع نيز ذکر شده ( به دليل امکانات فني اي که بديع در استوديويش داشت ،و اين که تقريبا ً کل فيلم در پلاتوي استوديوعقاب فيلم برداري شد )،توسط مهندس بديع انجام شد. فيلمي که اتفاقا به دليل وجود همين تروکا ژهاي تصويري به عنوان نمونه اي مثال زدني براي بررسي جنبه هاي فني تاريخ سينماي ايران مورد استناد قرار مي گيرد .

عاشقِ ساختن

مهندس بديع در سال (1334)دست به تهيه و فيلم برداري آخرين شب زد که به دليل استفاده از داستاني مشابه فيلم شريک سابقش جليل غديري و مشکلات پيش از نمايش ، به يک شکست تجاري ختم شد. اما يک بار ديگر نيز بديع پس از هشت سال خود داري از ورود به عرصه تهيه کنندگي ، فيلم ستاره چشمک زن را درسال (1342) تهيه از آن مهم تر، کار گرداني کرد تا شکست فيلم آخرين شب فراموش شود ؛ و البته با موفقيت عمومي فيلم ، به اين خواسته اش نيز رسيد. اما با اين حال ديگر هرگز به سمت تهيه فيلم نرفت. بديع گفته است « بعد ها ديدم که اصو لاً کار گرداني يک ذوق هنري مي خواهد وکار من نيست من بيشتر به مسائل فني علاقه مند بوده ام .» اين گونه بود که مهندس بديع همه توان ونيروي خود را صرف گسترش استوديوي خود کرد که حاصلش تأسيس يک لابراتوار بود . البته در سال (1343) ميثاقيه يک دستگاه چاپ رنگي ازهلند آورد ه بود .که مهندس بديع از آن براي امور چاپ فيلم انسا ن ها ( 1343) محصول استيوديو ميثاقيه استفاده کرده بود. به گفته بديع بخشي از نگاتيو هاي اين فيلم در ايران شسته شد و براي بقيه کارها و چاپ کپي ، آن را به اروپا فرستادند . بديع اولين لابراتوار رنگي را در (1344) تأسيس و نخستين فيلم هاي رنگي را در داخل چاپ کرد ؛ کاري که تا پيش از آن با ارسال فيلم ها به آلمان انجام مي شد. او دستگاهي براي چاپ رنگي ساخت که هفته اي يک روز نگاتيو ظاهر مي کرد و بعد به يک دستگاه چاپ پوزيتيو با سرعت نُه فوت در دقيقه تبديل مي شد اين دستگاه بيشتر به فيلم هاي تبليغاتي که معمولا ً يک دقيقه اي بودند اختصاص داشت .با گسترش توليد فيلم هاي سينماي رنگي (35) ميلي متري و جواب گو نبودن فضا براي دستگاه هاي جديد در استوديو ، مهندس بديع به فکر تأسيس بناي فعلي لابراتوار بديع که نام « مرکز خدمات صنايع فيلم ايران » را بر خود دارد ، اما همچنان همه اهالي سينما آن را با نام لابرتوار بديع مي شناسند، افتاد از آن پس لابراتور در خيابا ن بهار شمالي کوچه بختيار ، شماره (20) استقرار يافت .
$( پي نوشت : همه نقل قول هاي داخل گيومه از مهندس بديع ، از ماهنامه فيلم ، شماره 51 ، است .)

پي‌نوشت‌ها:
 

* پيش گام سينما و موسس لابراتور بديع

منبع:ماهنامه سينماي ايران شماره 415